1
00:00:08,360 --> 00:00:14,990
‫- چشم‌های سوگوار -

2
00:01:31,780 --> 00:01:36,030
‫قسمت ۲۴

3
00:01:40,580 --> 00:01:44,160
‫بدون من...
‫عمراً بتونید تحقیقات رو تموم کنید.

4
00:01:44,160 --> 00:01:46,460
‫ما اصلاً قرار نبود تحقیقات تو رو تموم کنیم.

5
00:01:46,460 --> 00:01:49,290
‫تو دیگه... کدوم خری هستی؟

6
00:01:52,000 --> 00:01:53,690
‫یه انفجار مهندسی؟

7
00:01:53,690 --> 00:01:56,920
‫اونجا... جاییه که استخون‌های اژدها مخفی شده.

8
00:01:56,920 --> 00:01:59,000
‫تو خیلی وقته که از دنیا بی‌خبر بودی.

9
00:01:59,000 --> 00:02:02,990
این روزها، شکافتن سریع لایه یخ‌زده کار ساده‌ایه

10
00:02:02,990 --> 00:02:05,640
‫واسم مثل آب خوردنه.

11
00:02:05,640 --> 00:02:09,100
‫میخوای اژدها رو بدزدی!

12
00:02:09,640 --> 00:02:10,630
‫دقیقاً!

13
00:02:20,760 --> 00:02:22,490
‫کاپیتان، حرکت کنیم؟

14
00:02:22,490 --> 00:02:25,080
‫بله. سرعت رو ثابت نگه دار.

15
00:02:25,080 --> 00:02:28,170
‫نمی‌خوایم تابلو بشه که داریم با عجله فرار می‌کنیم.

16
00:02:28,170 --> 00:02:29,580
‫ماهواره‌های جاسوسی بالا سرمونن.

17
00:02:29,580 --> 00:02:32,340
‫مفهوم شد. ما یه کشتی تحقیقاتی علمی هستیم،

18
00:02:32,340 --> 00:02:35,270
‫که برای بررسی کیفیت آب داریم میریم اقیانوس منجمد شمالی.

19
00:02:35,270 --> 00:02:36,670
‫تا جای ممکن بی سر و صدا برید.

20
00:02:37,280 --> 00:02:40,050
‫باید روی این موجود جراحی انجام بدم.

21
00:02:48,840 --> 00:02:52,360
‫تو تموم این سال‌ها، «هرزوگ» نفهمیده بود...

22
00:02:52,920 --> 00:02:55,480
‫که یه اژدهای باستانی واقعی
‫داره زیر پاهاش رشد می‌کنه.

23
00:03:01,490 --> 00:03:03,590
‫این فشار مال چیه؟!

24
00:03:04,240 --> 00:03:07,870
‫نیتروژن مایع! از نیتروژن مایع استفاده کنید
‫تا چشم این اژدهای خشمگین رو خنک کنید!

25
00:03:08,560 --> 00:03:10,290
‫ز-زود باشید!

26
00:03:19,880 --> 00:03:22,390
‫حتی وقتی تو تخمه هم انقدر هیولاست.

27
00:03:22,390 --> 00:03:25,680
‫فقط تصور کن وقتی از تخم دربیاد چه دیوی میشه!

28
00:03:26,540 --> 00:03:28,430
‫این رو ببرین عرشه پایینی.

29
00:03:28,430 --> 00:03:30,810
‫هیچکس بدون دستور من نزدیکش نمیشه!

30
00:03:30,810 --> 00:03:33,480
‫با این گندهه چیکار کنیم؟

31
00:03:33,480 --> 00:03:35,760
‫با برزنت بپوشونیدش.

32
00:03:35,760 --> 00:03:37,940
‫پیله اژدها جدا شده.

33
00:03:37,940 --> 00:03:41,400
‫این چیز دیگه خطری نداره.

34
00:03:49,370 --> 00:03:51,000
‫زیرو، باید عجله کنیم.

35
00:03:54,880 --> 00:03:56,960
‫اونم باید مثل بقیه بچه‌ها باشه.

36
00:03:56,960 --> 00:03:58,740
‫چون جراحی شکافت مغز داشته،

37
00:03:58,740 --> 00:04:00,230
‫نمی‌تونه خودش تنهایی حرکت کنه.

38
00:04:01,510 --> 00:04:03,930
‫زیرو گفت زیر صندلی باید قیچی باشه.

39
00:04:09,020 --> 00:04:09,990
‫بریم.

40
00:04:30,000 --> 00:04:33,050
‫رسیدیم. زیرو بهم گفت سورتمه رو اینجا قایم کنم.

41
00:04:35,550 --> 00:04:36,810
‫اینجا یه کم استراحت کن.

42
00:04:38,040 --> 00:04:39,340
‫سگ‌های سورتمه...

43
00:04:39,550 --> 00:04:43,670
‫این سوتی که بهت میدم امواج فراصوتی
‫پخش می‌کنه که آدما نمی‌شنون.

44
00:04:43,670 --> 00:04:45,430
‫می‌تونه سگ‌های سورتمه رو صدا بزنه.

45
00:04:59,750 --> 00:05:00,760
‫نمی‌ان.

46
00:05:01,610 --> 00:05:03,590
‫حتی یه دونه سگ سورتمه هم نیومد.

47
00:05:06,000 --> 00:05:09,450
‫اگه مارِ سیاه می‌دونست که اربابش توی آتیش گیر افتاده،

48
00:05:09,770 --> 00:05:11,480
‫میومد نجاتمون بده، مگه نه؟

49
00:05:12,320 --> 00:05:17,290
‫اما زیرو، این ارباب، فقط توی رویا و خیال قدرتمنده.

50
00:05:18,070 --> 00:05:22,330
‫توی واقعیت، اون فقط یه پسربچه‌ست که من دارم دنبال خودم می‌کشمش.

51
00:05:23,700 --> 00:05:25,740
‫مار سیاه مگه چه کاری از دستش برمیاد؟

52
00:05:36,980 --> 00:05:38,280
‫مار سیاهه!

53
00:05:38,980 --> 00:05:40,770
‫حتماً همین نزدیکیاست!

54
00:05:46,990 --> 00:05:48,390
‫سگ‌های سورتمه!

55
00:05:48,980 --> 00:05:50,580
‫اونا نزدیکن!

56
00:06:04,270 --> 00:06:05,920
‫آگاتا! اومدی!

57
00:06:06,870 --> 00:06:09,140
‫عالیه، بالاخره رسیدی!

58
00:06:11,040 --> 00:06:13,470
‫مار سیاه هم هست! بیا با هم از اینجا بریم!

59
00:06:17,440 --> 00:06:19,900
‫کل این مکان... داره فرو می‌ریزه.

60
00:06:20,470 --> 00:06:21,270
‫زیرو...

61
00:06:21,270 --> 00:06:22,530
‫اول زیرو رو ببر بیرون.

62
00:06:33,800 --> 00:06:37,270
‫درنای سفید به برج، یه حادثه در «بندر بی‌نام» رخ داده.

63
00:06:37,270 --> 00:06:39,750
‫تخریب رو شروع کنیم؟ درخواست دستور دارم.

64
00:06:40,120 --> 00:06:42,660
‫درنای سفید، تخریب رو شروع کن. تمام.

65
00:06:45,330 --> 00:06:48,720
‫درنای سفید به سوئیفت، دیدیش؟

66
00:06:48,720 --> 00:06:51,260
‫سوئیفت هستم. می‌بینمش.

67
00:06:51,550 --> 00:06:53,430
‫به نظر میاد دیگه کارش تمومه.

68
00:06:55,680 --> 00:06:59,980
‫آغاز پروتکل تخریب با اسم رمز «عملیات مرگِ قو».

69
00:07:08,240 --> 00:07:12,330
‫اسکادران سوخو-۲۷ الان مجازه که هر بازمانده‌ای رو نابود کنه،

70
00:07:13,000 --> 00:07:15,030
‫و در صورت نیاز بمب‌های خلأ رو منفجر کنه.

71
00:07:16,790 --> 00:07:20,160
‫مأموریت انجام شد. هنوز لازمه بمب خلأ رو منفجر کنیم؟

72
00:07:20,470 --> 00:07:22,080
‫یک دقیقه دیگه تحت نظر بگیر.

73
00:07:22,080 --> 00:07:24,960
‫اگه تا نیمه‌شب تأیید شد که هیچ بازمانده‌ای نیست،

74
00:07:24,960 --> 00:07:28,010
‫نیازی به انفجار بمب خلأ نیست. سایت رو مهر و موم کنید.

75
00:07:28,010 --> 00:07:30,800
‫لک‌لک سفید! لک‌لک سفید! آلارم‌های من یهو روشن شدن!

76
00:07:30,800 --> 00:07:34,440
‫تخلیه کنید! تخلیه کنید! این سیگنالِ فعال‌سازی بمب خلأست!

77
00:07:34,440 --> 00:07:35,300
‫تکرار می‌کنم!

78
00:07:35,300 --> 00:07:36,890
‫بمب خلأ قراره منفجر بشه!

79
00:07:55,280 --> 00:07:57,020
‫هواپیما رفت.

80
00:07:57,860 --> 00:08:01,290
‫من... بالاخره می‌تونم از این قفس فرار کنم.

81
00:08:02,730 --> 00:08:04,140
‫می‌خوام برم خونه،

82
00:08:04,970 --> 00:08:06,700
‫ولی مگه من اصلاً خونه‌ای دارم؟

83
00:08:07,620 --> 00:08:11,300
‫می‌خوام برم پیش «کازمو». ولی کازمو دیگه چیه؟

84
00:08:12,980 --> 00:08:15,760
‫معلوم شد که من هیچی تو این دنیا ندارم،

85
00:08:16,170 --> 00:08:17,780
‫فقط همین قفس رو دارم.

86
00:08:19,470 --> 00:08:20,650
‫هواپیما برگشت.

87
00:08:21,290 --> 00:08:22,660
‫نگران نباش.

88
00:08:22,660 --> 00:08:27,150
‫زیرو گفت ساختمون‌ها و لبه‌های یخی
‫که این مسیر رو پوشوندن خطوط موازی دارن،

89
00:08:27,150 --> 00:08:31,400
‫که دید رو مختل می‌کنن و باعث میشن
‫از نظارت هوایی مخفی بمونیم.

90
00:08:36,350 --> 00:08:37,380
‫جامون امنه.

91
00:08:47,240 --> 00:08:49,290
‫آگاتا! آگاتا!

92
00:08:50,590 --> 00:08:51,620
‫آگاتا...

93
00:08:53,190 --> 00:08:54,940
‫زیرو نمی‌تونه اشتباه کرده باشه.

94
00:08:54,940 --> 00:08:56,490
‫من حتماً یه اشتباهی کردم،

95
00:08:56,490 --> 00:08:58,260
‫که گذاشتم هواپیما پیداشون کنه.

96
00:09:01,200 --> 00:09:04,610
‫روی این سگ‌های سورتمه فرستنده‌های ریز نصب شده.

97
00:09:07,850 --> 00:09:09,000
‫متأسفم.

98
00:09:09,720 --> 00:09:10,850
‫آگاتا...

99
00:09:11,720 --> 00:09:13,070
‫منو ببخش.

100
00:09:16,880 --> 00:09:19,290
‫لک‌لک سفید، یه نفر پیش سگ‌هاست!

101
00:09:19,290 --> 00:09:22,290
‫اینجا منطقه نظامی ممنوعه‌ست.
‫هر کی هست، نابودش کنید!

102
00:09:36,780 --> 00:09:40,970
‫ما تو این سفر همدیگه رو رها نمی‌کنیم
‫و به هم خیانت نمی‌کنیم،

103
00:09:40,970 --> 00:09:42,760
‫تا خودِ لحظه آخر.

104
00:09:47,310 --> 00:09:49,260
‫من اینو قبول نمی‌کنم.

105
00:09:49,260 --> 00:09:51,320
‫یعنی قراره اینجوری بمیرم؟

106
00:09:52,190 --> 00:09:54,440
‫این زندگی‌ای نبود که انتظارش رو داشتم!

107
00:09:55,480 --> 00:09:57,690
‫این اسلحه می‌تونه جنگنده‌ها رو بزنه!

108
00:09:57,690 --> 00:10:00,800
‫زیرو حتماً به یه دلیلی خواسته این اینجا باشه!

109
00:10:00,800 --> 00:10:02,960
‫من، «رناتا اوگنیونا چیچرینا»،

110
00:10:02,960 --> 00:10:07,080
‫هیچ‌وقت عشق یا شادی رو تجربه نکردم،
‫پس نمی‌تونم اینجا بمیرم!

111
00:10:09,520 --> 00:10:11,530
‫می‌دونم این اسلحه چطور کار می‌کنه!

112
00:10:15,700 --> 00:10:16,510
‫گلوله‌ها...

113
00:10:17,040 --> 00:10:18,540
‫گلوله‌ها گیر کردن!

114
00:10:39,990 --> 00:10:41,450
‫چی شد که کار به اینجا کشید؟

115
00:10:41,920 --> 00:10:43,550
‫پرنسس من از قیافه افتاده‌ها!

116
00:10:44,210 --> 00:10:45,950
‫بلند شو، رناتا!

117
00:10:45,950 --> 00:10:48,620
‫من... دارم می‌میرم.

118
00:10:48,620 --> 00:10:52,380
‫دختره خنگ. چرا نیومدی پیش خودم؟

119
00:10:52,380 --> 00:10:53,750
‫خودم حسابشون رو می‌رسیدم.

120
00:10:53,750 --> 00:11:00,010
‫ما تو این سفر همدیگه رو رها نمی‌کنیم
‫و به هم خیانت نمی‌کنیم،

121
00:11:00,010 --> 00:11:03,280
‫تا خودِ لحظه آخر.

122
00:11:00,010 --> 00:11:02,000
‫تا حالا گولت نزدن؟

123
00:11:02,000 --> 00:11:04,870
‫قول و قرارها غیرقابل‌اعتمادترین چیزهای دنیان!

124
00:11:04,870 --> 00:11:08,760
‫آدما فقط به کسایی وفادار می‌مونن
‫که هنوز براشون به درد بخور باشن.

125
00:11:08,760 --> 00:11:10,690
‫و تو الان دیگه واسه من بی‌فایده‌ای.

126
00:11:11,970 --> 00:11:13,370
‫من آدم بدیم،

127
00:11:13,370 --> 00:11:15,350
‫ولی متنفرم از اینکه مدیون کسی باشم.

128
00:11:15,920 --> 00:11:17,830
‫بیا یه پیمان جدید ببندیم.

129
00:11:17,830 --> 00:11:20,800
‫از این به بعد، همیشه تو رو کنار خودم نگه می‌دارم.

130
00:11:20,800 --> 00:11:22,810
‫ترکت نمی‌کنم و تنهات نمی‌ذارم.

131
00:11:23,670 --> 00:11:25,830
‫و تو هم باید زنده بمونی،

132
00:11:25,830 --> 00:11:27,570
‫و همیشه واسم مفید باشی.

133
00:11:28,140 --> 00:11:29,950
‫اگه یه روز واسم بی‌فایده بشی،

134
00:11:29,950 --> 00:11:31,080
‫بازم دورت می‌اندازم!

135
00:11:31,420 --> 00:11:33,940
‫ولی من قراره بمیرم.

136
00:11:33,940 --> 00:11:35,170
‫نه، رناتا،

137
00:11:35,170 --> 00:11:36,870
‫تو نمی‌میری.

138
00:11:36,870 --> 00:11:38,460
‫«شقایق قطبی» رو یادته؟

139
00:11:38,770 --> 00:11:40,150
‫اون نمی‌میره.

140
00:11:40,940 --> 00:11:43,400
‫همیشه یه نوع زندگی توی دنیا هست.

141
00:11:43,400 --> 00:11:46,390
‫هر بار که می‌میره، فقط به خاطر اینه که دوباره برگرده.

142
00:11:47,100 --> 00:11:49,500
‫بهت قول آزادی داده بودم
‫به عنوان کادوی تولدت.

143
00:11:50,190 --> 00:11:52,650
‫زنده بمون، رناتا.

144
00:11:53,980 --> 00:11:57,500
‫هنوز کلی چیزای قشنگ هست که تجربشون نکردی،

145
00:11:58,010 --> 00:12:00,610
‫مثل بغل کردن، بوسیدن،

146
00:12:01,020 --> 00:12:02,850
‫و عاشق شدن.

147
00:12:03,430 --> 00:12:04,390
‫پس،

148
00:12:05,410 --> 00:12:06,870
‫نمیر.

149
00:12:10,190 --> 00:12:11,910
‫این یه غسل تعمیده،

150
00:12:13,040 --> 00:12:15,080
‫تولدِ دوباره تو.

151
00:12:32,480 --> 00:12:35,940
‫ما دو تا با هم پیمانی بستیم
‫که قدمتش به ده‌ها میلیون سال میرسه.

152
00:12:36,410 --> 00:12:40,740
‫پیمانی که می‌تونه مرده‌ها رو زنده کنه و
‫کاری کنه گل‌های پژمرده دوباره شکوفه بدن.

153
00:12:41,310 --> 00:12:44,530
‫امروز، با این پیمان پیش تو برگشتم،

154
00:12:44,530 --> 00:12:47,420
‫تا حقم رو نسبت به تو جلوی تمام دنیا بگیرم.

155
00:12:48,350 --> 00:12:49,780
‫این سرنوشت توئه!

156
00:12:52,370 --> 00:12:55,500
‫اون تمام عمرش منتظر اولین کادوی تولدش بود.

157
00:12:56,250 --> 00:12:58,080
‫فکر کردید می‌تونید همینجوری ازش بگیرید؟

158
00:13:01,510 --> 00:13:03,010
‫درنای سفید به سوئیفت.

159
00:13:03,010 --> 00:13:04,050
‫سوئیفت؟

160
00:13:04,050 --> 00:13:05,550
‫سوئیفت! چه خبر شده؟

161
00:13:05,890 --> 00:13:07,800
‫سیگنال سوئیفت قطع شد!

162
00:13:07,800 --> 00:13:12,110
‫همه واحدها، آماده‌باش!
‫دارم فوراً مختصات رو می‌فرستم!

163
00:13:12,110 --> 00:13:13,640
‫درخواست پشتیبانی!

164
00:13:13,640 --> 00:13:15,630
‫اگه از تمام سلاح‌هامون استفاده کنیم،

165
00:13:15,630 --> 00:13:18,510
‫یه منطقه به شعاع پنج کیلومتر مربع رو با خاک یکسان می‌کنیم!

166
00:13:22,650 --> 00:13:25,660
‫بعضی وقتا دلم واسه بدبختی‌هاتون می‌سوزه،

167
00:13:25,660 --> 00:13:28,950
‫ولی بیشتر وقتا، حماقتتون غیرقابل‌بخششه!

168
00:13:30,180 --> 00:13:32,200
‫وقتی هزار سال به پایان برسه،

169
00:13:32,200 --> 00:13:34,970
‫شیطان از زندان آزاد خواهد شد.

170
00:13:34,970 --> 00:13:37,790
‫او ملت‌ها را از چهار گوشه زمین فریب خواهد داد.

171
00:13:37,790 --> 00:13:40,000
‫او «یأجوج و مأجوج» را فرا می‌خواند،

172
00:13:40,000 --> 00:13:41,550
‫و آن‌ها را برای نبرد گرد هم می‌آورد.

173
00:13:42,270 --> 00:13:44,970
‫تعدادشان به اندازه دانه‌های شنِ ساحل بی‌شمار خواهد بود.

174
00:13:51,310 --> 00:13:52,810
‫بیدار شو،

175
00:13:53,940 --> 00:13:54,640
‫هیولا!

176
00:13:56,990 --> 00:13:58,400
‫اِ، چه خبره؟

177
00:13:58,400 --> 00:13:59,970
‫چرا آسمون روشن شده؟

178
00:13:59,970 --> 00:14:01,610
‫طلوع خورشیده؟

179
00:14:01,610 --> 00:14:03,300
‫خورشید نمی‌تونه باشه.

180
00:14:03,300 --> 00:14:04,780
‫توی شب‌های قطبیِ شمال،

181
00:14:05,200 --> 00:14:08,570
‫خورشید نمی‌تونه بیاد بالای افق.

182
00:14:31,600 --> 00:14:32,700
‫یا خدا...

183
00:14:34,250 --> 00:14:36,290
‫حمله از فاصله دور، عجله کن!

184
00:14:36,290 --> 00:14:38,910
‫اون یه ابرسلاحه! شلیک کنید!

185
00:15:08,850 --> 00:15:11,000
‫اون... خفاشه؟

186
00:15:11,530 --> 00:15:14,810
‫ولی هیچ خفاشی انقدر گنده نمیشه.

187
00:15:25,040 --> 00:15:26,430
‫اون مارِ سیاهه.

188
00:15:27,230 --> 00:15:28,940
‫دوستی که توی خواب‌هام می‌دیدم.

189
00:15:30,130 --> 00:15:31,330
‫پس...

190
00:15:32,800 --> 00:15:35,240
‫تو یه اژدهای مرده‌ی غول‌پیکری.

191
00:15:54,260 --> 00:15:57,560
‫این واقعیته یا نه؟

192
00:16:01,710 --> 00:16:03,520
‫پام... گرفته!

193
00:16:03,520 --> 00:16:06,570
‫لعنتی! نمی‌تونم دست و پام رو کنترل کنم.

194
00:16:09,160 --> 00:16:12,030
‫یعنی... دارم می‌میرم؟

195
00:16:18,170 --> 00:16:19,720
‫امکان نداره!

196
00:16:19,720 --> 00:16:21,420
‫پیدام کردی؟

197
00:16:22,080 --> 00:16:24,130
‫انقدر مسخره‌بازی در نیار.

198
00:16:24,130 --> 00:16:25,670
‫توی «سه دره» زخمی شده بودی.

199
00:16:26,290 --> 00:16:27,230
‫آره.

200
00:16:27,230 --> 00:16:28,550
‫مسخره‌بازی در میاری،

201
00:16:28,550 --> 00:16:30,010
‫ولی یادت نره دعوتم کنی.

202
00:16:30,700 --> 00:16:31,630
‫حتماً.

203
00:16:32,140 --> 00:16:34,800
‫«چن موتونگ»، با من ازدواج می‌کنی؟

204
00:16:36,090 --> 00:16:38,300
‫این دیگه چه پیچش داستانی‌ایه؟

205
00:16:38,300 --> 00:16:41,350
‫مگه قرار نبود نامزد کنیم؟

206
00:16:41,350 --> 00:16:42,840
‫رفیق، کلاً ماجرا رو اشتباه گرفتی!

207
00:16:42,840 --> 00:16:43,730
‫خیلی خب.

208
00:16:44,450 --> 00:16:47,220
‫آیا حلقه نامزدی‌ای که اسم
‫هر دوتامون روش حک شده رو قبول می‌کنی؟

209
00:16:47,750 --> 00:16:49,650
‫هنوز آماده نیست،

210
00:16:49,650 --> 00:16:51,610
‫وگرنه همین الان بهت نشونش می‌دادم.

211
00:16:52,140 --> 00:16:55,320
‫هوی، ما هنوز توی آبیم‌ها.

212
00:16:55,320 --> 00:16:57,210
‫این الان باج‌گیریه؟

213
00:16:57,210 --> 00:16:59,060
‫قهرمان‌ها از بقیه سوءاستفاده نمی‌کنن.

214
00:17:07,300 --> 00:17:10,550
‫تا من اینجام هیچ خطری تهدیدت نمی‌کنه.

215
00:17:15,460 --> 00:17:16,420
‫خیلی خب.

216
00:17:17,460 --> 00:17:18,530
‫تسلیمم.

217
00:17:22,700 --> 00:17:25,890
‫داداش؟ اومدی واسه میان‌وعده آخر شب؟

218
00:17:26,190 --> 00:17:26,900
‫آره.

219
00:17:30,340 --> 00:17:32,320
‫میان‌وعده‌هات خیلی چرب و چیلی‌ان.

220
00:17:32,320 --> 00:17:34,010
‫روغن کمتر واسه سلامتیت بهتره.

221
00:17:35,360 --> 00:17:39,980
‫داداش، می‌خوای بهم بگی که
‫رئیس و نونو دارن ازدواج می‌کنن؟

222
00:17:40,490 --> 00:17:43,850
‫آره، ولی نمی‌دونستم چطور مطرحش کنم.

223
00:17:43,850 --> 00:17:45,870
‫جایزه‌ای که رئیس تعیین کرده بود رو دیدم.

224
00:17:46,490 --> 00:17:49,030
‫بالا و پایین زیاد داشت،

225
00:17:49,710 --> 00:17:51,210
‫ولی من بازم باختم.

226
00:17:51,210 --> 00:17:52,170
‫داری بیخیال میشی؟

227
00:17:52,170 --> 00:17:56,260
‫داداش، شوخی نکن. واقعاً فکر کردی میرم
‫و اکسل ماشین عروسشون رو داغون می‌کنم؟

228
00:17:56,600 --> 00:17:59,140
‫اگه تصمیم بگیری بری،
‫منم می‌تونم همدستت بشم.

229
00:17:59,140 --> 00:18:00,550
‫حساب کن دارم دینم رو ادا می‌کنم.

230
00:18:03,200 --> 00:18:06,330
‫داداش، با حرفت واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم. صادقانه میگم.

231
00:18:07,240 --> 00:18:08,210
‫ممنون.

232
00:18:08,860 --> 00:18:10,230
‫هنوزم می‌خوای بیخیال بشی؟

233
00:18:10,230 --> 00:18:12,880
‫پس نگران حال و روزِ منی؟

234
00:18:12,880 --> 00:18:14,400
‫اومدی حالم رو بپرسی؟

235
00:18:14,690 --> 00:18:19,160
‫آره، ولی الان از توی چشمات
‫نمی‌تونم هیچی بفهمم.

236
00:18:19,160 --> 00:18:20,570
‫من باهاش کنار اومدم.

237
00:18:20,570 --> 00:18:21,670
‫با چی کنار اومدی؟

238
00:18:23,440 --> 00:18:27,850
‫بگو ببینم داداش، به نظرت
‫نونو با من خوشحال‌تر می‌شد،

239
00:18:27,850 --> 00:18:29,670
‫یا با رئیس؟

240
00:18:33,920 --> 00:18:35,590
‫اگه بخوای کسی خوشحال باشه،

241
00:18:36,530 --> 00:18:38,060
‫همیشه یه راهی هست.

242
00:18:43,750 --> 00:18:46,310
‫یه چارک دیگه از عمرم رفت.

243
00:19:00,850 --> 00:19:03,000
‫هوی، داری چه غلطی می‌کنی؟

244
00:19:03,000 --> 00:19:05,120
‫چرا منو آوردی به این خراب‌شده‌ی یخ‌زده!

245
00:19:05,120 --> 00:19:08,580
‫اومدم بهت بگم که
‫دارم میرم مرخصی.

246
00:19:09,850 --> 00:19:11,900
‫خدا رو شکر!

247
00:19:12,970 --> 00:19:16,120
‫به نظر میاد خوندن دعای «واجرا»
‫تو این چند روزه جواب داده.

248
00:19:17,040 --> 00:19:18,640
‫ولی من داشتم دعا می‌کردم بمیری.

249
00:19:18,640 --> 00:19:20,800
‫چطور شد که داره می‌فرستت تعطیلات؟

250
00:19:20,800 --> 00:19:22,720
‫وقتی پیمان بستیم،

251
00:19:22,720 --> 00:19:24,510
‫گفتم هر زمان در دسترس خواهم بود.

252
00:19:24,880 --> 00:19:27,220
‫ولی یادم رفت اون نوشته‌های ریزِ قرارداد رو بگم:

253
00:19:27,550 --> 00:19:30,790
‫وقتی تو مرخصی‌ام نمی‌تونم خدمات بدم.

254
00:19:31,760 --> 00:19:34,460
‫چقدر... قراره بری مرخصی؟

255
00:19:34,460 --> 00:19:35,690
‫ده هزار سال؟

256
00:19:36,910 --> 00:19:40,460
‫مأمورای رده‌پایینی مثل ما مگه چقدر مرخصی با حقوق دارن؟

257
00:19:41,140 --> 00:19:42,940
‫فقط یه ماه.

258
00:19:42,940 --> 00:19:46,320
‫اگه وقتی من تو مرخصی‌ام به خطر بیفتی،

259
00:19:46,320 --> 00:19:48,660
‫نمی‌تونم به موقع بیام نجاتت بدم.

260
00:19:49,680 --> 00:19:53,110
‫تازه، اونجایی که قراره بری
‫تحت حوزه استحفاظی من نیست،

261
00:19:53,110 --> 00:19:55,060
‫پس من اونجا هیچ قدرتی ندارم.

262
00:19:55,060 --> 00:19:56,720
‫من برنامه‌ای ندارم جایی برم.

263
00:19:56,720 --> 00:19:59,730
‫به زودی یه ابلاغیه برای خروج از کشور دریافت می‌کنی.

264
00:19:59,730 --> 00:20:01,720
‫من چمدونت رو بستم،

265
00:20:01,720 --> 00:20:03,210
‫پس لازم نیست عجله کنی.

266
00:20:06,010 --> 00:20:07,070
‫هان؟

267
00:20:08,200 --> 00:20:09,740
‫خارج از حوزه استحفاظی توئه؟

268
00:20:09,740 --> 00:20:13,840
‫عالیه! یعنی اگه تا ابد اونجا بمونم
‫و هیچوقت برنگردم،

269
00:20:13,840 --> 00:20:15,770
‫از دست در زدن‌های تو راحت میشم؟

270
00:20:15,770 --> 00:20:18,080
‫اگه من واقعاً منتقل بشم،

271
00:20:18,080 --> 00:20:20,310
‫یه مأمور دیگه میاد سراغت؟

272
00:20:21,720 --> 00:20:25,320
‫امیدوارم نفر بعدی لایق‌تر
‫و دوست‌داشتنی‌تر از من باشه،

273
00:20:26,160 --> 00:20:28,810
‫تا بتونی بدون نگرانی روحت رو بهش بفروشی.

274
00:20:34,860 --> 00:20:36,410
‫راستش...

275
00:20:37,200 --> 00:20:39,580
‫من واقعاً ازت متنفر نیستم.

276
00:20:40,120 --> 00:20:40,930
‫من...

277
00:20:41,960 --> 00:20:43,660
‫فقط یه کم می‌ترسم.

278
00:20:45,090 --> 00:20:47,720
‫خیلی خب، حالا که در هر صورت داری میری،

279
00:20:47,720 --> 00:20:51,810
‫دعا می‌کنم که برای همیشه راهمون جدا بشه
‫و دیگه هیچوقت همو نبینیم.

280
00:20:52,130 --> 00:20:53,910
‫عجله نکن داداش.

281
00:20:53,910 --> 00:20:56,590
‫آدم شریفی مثل تو رفیقش رو
‫توی سختی رها نمی‌کنه، مگه نه؟

282
00:20:56,590 --> 00:20:59,510
‫فقط بزرگی کن و یه چارکِ دیگه
‫از روحت رو بهم بفروش.

283
00:20:59,510 --> 00:21:02,400
‫اونوقت می‌تونم تو این منطقه به کاسبیم ادامه بدم!

284
00:21:03,300 --> 00:21:04,380
‫عمراً.

285
00:21:06,480 --> 00:21:08,000
‫گرفتمت!

286
00:21:11,040 --> 00:21:15,670
‫لعنتی! عمراً فکر نمی‌کردم اون وروجک بتونه یه اژدها بگیره!

287
00:21:19,620 --> 00:21:22,010
‫خیلی خب، حداقل امروز یه چیزی واسه خوردن دارم.

288
00:21:22,010 --> 00:21:25,020
‫ولی حالا که خدایِ این آب‌ها رو شکار کردم،

289
00:21:25,020 --> 00:21:27,510
‫به زودی اینجا رو آب برمی‌داره.

290
00:21:27,850 --> 00:21:30,760
‫تو هم باید بری، داداش.

